الشيخ أبو الفتوح الرازي
82
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
حرمت ، و مراعات خدمت . و ديگرى گفت : شرط بندگى آن است كه : با خالق بصدق باشى و با خلقان برفق . گويند : يكى از جملهء صالحان به بازار رفت تا بنده اى خرد . غلامى را نزد او آوردند ، گفت : يا غلام ! چه نامى ( 1 ) ؟ گفت : [ فلان ] ( 2 ) گفت : چه كار كنى ؟ گفت : فلان كار . گفت : نخواهم اين را ، ديگرى را به يارى ( 3 ) . غلامى ديگر بياوردند ، گفت : يا غلام ! چه نامى ( 4 ) ؟ گفت : آن كه ( 5 ) توانم خوانى . گفت : چه خورى ؟ گفت : آنچم نو دهى ( 6 ) . گفت : چه پوشى ؟ گفت : آنچه توام پوشانى . [ گفت : چه كنى ؟ گفت : آنچه توام فرمايى ] ( 7 ) گفت : چه اختيار كنى ؟ گفت : من بندهام ، بنده را با اختيار و فرمان چه كار ! گفت : اين بندهء راستينه ( 8 ) است ، او را بخريد . طاووس يمانى مىگويد : در مسجد الحرام شدم ، علىّ بن الحسين زين العابدين را ( 9 ) ديدم در حجر ( 10 ) نماز مىكرد و دعا مىكرد ، گفتم : مردى صالح است از اهل بيت نبوّت ، بروم گوش با دعاى او كنم ( 11 ) . چون از نماز فارغ شد ، سر بر زمين نهاد و مىگفت اين كلمات : عبيدك بفنائك أسيرك بفنائك مسكينك بفنائك سائلك بفنائك يشكو إليك ما لا يخفى عليك ، مىگفت : بندگك ( 12 ) توبه درگاه توست ، اسير تو به درگاه توست ، مسكين و محتاج تو به درگاه توست ، سايل توبه درگاه توست ، شكايت با تو مىكند آنچه بر تو پوشيده نيست . طاووس مىگويد : ياد گرفتم ( 13 ) ، هيچ سختى مرا پيش نيامد الَّا اين كلمات كه بگفتم : خداى تعالى مرا از آن فرج آورد ( 14 ) . قوله تعالى : * ( وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ) * ، سؤال كردند كه : اين مقدّم مؤخّر مىبايست كه
--> ( 1 ، 7 ) . مب ، مر : نام دارى . ( 2 ) . اساس : ندارد ، از مج افزوده شد . ( 3 ) . به يارى / بياريد . ( 4 ) . مب : نام دارى . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها : آنچه . ( 6 ) . مج ، دب ، آج ، لب ، فق ، وز ، مر : آنچه توام دهى ، مب : آنچه توام بخورانى . ( 8 ) . دب : پسنديده ، آج ، لب ، فق : راستين ، مب : راستى ، مر : راست . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مب ، مر عليهما السلام . ( 10 ) . مر : حجر الاسود . ( 11 ) . مب ، مر : كه در دعا چه مىگويد . ( 12 ) . آج ، لب ، فق : بنده . ( 13 ) . مب ، مر اين كلمات را . ( 14 ) . همهء نسخه بدلها : داد .